توفیری هم ندارد که چطور
این روزها هم که بگذرند , صد سال دیگر هم که بگذرد
آن «ما» هم همین «مای» امروز خواهد بود
نهایتا ً کمی رام تر , آرام تر
توفیری هم ندارد که چرا
یکی از آن روزها مینشینیم یک جای دنج , کنار زاینده رود
هر شعری که بخوانی , طرحی میزنم
از «تو» از «ما» , از این همه سال
باقی حرفها همه هیچند
توفیری هم ندارد که چرا و چطور
پ.ن : one night , maybe more
