سوی چشمی برایش نمانده بود که پی ِ کورسوی امیدی باشد
گشتم … قلمی پیدا نشد که طرحش بزنم
مانده بود چند دیوار نیمه کاره … یک آسمان کبود
بگذریم … آن هم از آن ِ » دیگران «
پ.ن :I can’t tell you what it really is

سوی چشمی برایش نمانده بود که پی ِ کورسوی امیدی باشد
گشتم … قلمی پیدا نشد که طرحش بزنم
مانده بود چند دیوار نیمه کاره … یک آسمان کبود
بگذریم … آن هم از آن ِ » دیگران «
پ.ن :I can’t tell you what it really is