h1

سکوت

اوت 13, 2010

تا آن حد که آدم داخل آینه غریبه شود
تا آن حد که سکوت , کانتری به نظر برسد
تمام حرفها پی‌نوشتند
بماند ,  حرف‌هایی که نگفته سر بریدیم
پی‌نوشت‌هایی که سکوت کردیم

پ.ن : ای خواجه درد هست , ولیکن طبیب نیست

13 دیدگاه

  1. درد بی‌دردی هم علاجش آتیشه. بعد لابد درمان درد بی‌طبیب هم ژلوفن باشه.


  2. سلام .

    من برات پیدا کنم و وقت بگیرم لجبازی نمی کنی ؟ میری پیشش ؟

    ++++++++
    المهرداد : کسایی هستند که خیلی وقته تو صفن


  3. در آنسوی آینه… چشمهایم از نفرت تنگ می شود…


  4. آخر با خود غریبه شده ایم… در آنسوی آینه چشمهایی رو می بینم که به من تعلق ندارند…


  5. دردی به جان سنگین است
    تو از سر بریدن پی نوشت ها بگو
    از سکوت
    از قلم روی میز وقتی داخل آ ینه نگاه می کنی
    گفت آنچه یافت می نشود آنم آرزوست
    گفتم

    مبارک باد مارا که این درد سخت را طبیب نیست


  6. .


  7. «بآب دیده ی خونین نبشته قصه ی عشق / نظر بصفحه ی اول مکن که تو بر توست «


  8. سلام. حرفا سر بریده و دم بریده می بایست


  9. سلام………….
    حرف هایی که نگفته سر بریدیم………..تعبیر زیبایی.
    کنار مشتی خاک در دوردست خودم تنها نشسته ام….
    موفق باشید.


  10. خواهش میکنم
    اطاعت امر .


  11. وا مانده در تبی گل ناگه به من رسیدی…


  12. من خود شکسته از خود در عصر نا امیدی…


  13. salam bale tofiri nadare. engar hame taslimim



پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.