تنهایی

By almehrdad

تنهایی را اولین بار کسی فهمید که نه عاشق بود ٬ نه افسرده ٬ نه تنها
در یک روز کاملا ً عادی .
نه وقتی که دستی نبود که دستش را بگیرد ٬ نه وقتی که تنهایی آواز میخواند
درست همان وقتی که تنها بود .
یکی مثل تو که همیشه میان جمع بود و تنها بود .
یا دست ِ بالا یکی مثل من که از وقتی خودش را گم کرد فهمید که چیزکی هم هست به نام تنهایی
یکی مثل ما ٬ حسی مثل من .

پ.ن : بگو از ما که به زندگی دچاریم

برچسب‌ها:

3 پاسخ به “تنهایی”

  1. چای سبز می گوید:

    من فقط زمانی که تنها بودم آرامش رو با تمام وجودم حس کردم .

  2. :: My View :: می گوید:

    تنها در جمع ِ تن ها .

  3. khial می گوید:

    همه ماها تنهاییم…

پاسخ دهید