نوامبر 1, 2009 با almehrdad
میگفت : میخواستم که زمین دهن باز میکرد و منو میبلعید .
میگفت : تو که نمیدونی با چه لحنی به من میگفت شما ! کل تنم مور مور شده بود . خیس عرق شده بودم …
کمی که به خودش مسلط شد ادامه داد : البته چیز چندانی هم بین ما نبوده ٬ ایشالا خوشبخت بشه .
پ.ن : nothing is forbidden anymore
برچسبها: ازدواج, خاطرات
ارسال شده در مینیمال | 5 Comments »
اکتبر 15, 2009 با almehrdad
تنهایی را اولین بار کسی فهمید که نه عاشق بود ٬ نه افسرده ٬ نه تنها
در یک روز کاملا ً عادی .
نه وقتی که دستی نبود که دستش را بگیرد ٬ نه وقتی که تنهایی آواز میخواند
درست همان وقتی که تنها بود .
یکی مثل تو که همیشه میان جمع بود و تنها بود .
یا دست ِ بالا یکی مثل من که از وقتی خودش را گم کرد فهمید که چیزکی هم هست به نام تنهایی
یکی مثل ما ٬ حسی مثل من .
پ.ن : بگو از ما که به زندگی دچاریم
برچسبها: تنهایی
ارسال شده در مینیمال | 3 Comments »
اکتبر 8, 2009 با almehrdad
همه چیز عادی است ٬ هیچ جا هم ظاهرا اتفاق خاصی نیفتاده.
با خودش گوشه ای نشسته و سرش را میان دستانش گرفته ٬ طبق معمول شب شده ٬ ” مردم ” روزمره گی های شبانه را کم کم از سر میگیرند .
هیچ جا هم ظاهرا اتفاق خاصی نیفتاده ٬ همه چیز عادی است .
پ.ن : بعد از این همه وقت ٬ نوشتن واقعا سخته .
برچسبها: سکوت, سراب, شبانه ها
ارسال شده در طرح واره, مینیمال | 2 Comments »
سپتامبر 24, 2009 با almehrdad
بعد از این همه سال که برگشته ام سر نقطه ای که چندان هم معلوم نیست همان نقطه اول است یا آخر .
هیچ چیز که آشنا نیست . دیگر کسی هم نیست .عابری هم ندیدم که بگوید : غریبه خرت به چند من .
بی خیال ِ دست چپ و راست . المهرداد برگشته . اینجاست .
شاید که تاثیری ٬ شاید تغییری ٬ شاید که توفیری .
ارسال شده در روزمره گی, طرح واره | بیان دیدگاه »
فوریه 8, 2009 با almehrdad
با چشمان دریده ات چون سگ
بی خیال
گذشته ها گذشته
برچسبها: نوستالژی, خاطره, ضد خاطره
ارسال شده در روزمره گی, طرح واره | 25 Comments »
فوریه 3, 2009 با almehrdad
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان هزار باده ناخورده در رگ تاک است
در زمانهای نه چندان دور ، گوشهای از این دنیای مجازی مینوشتم که اسمش بود عصیان در 12 شب . گردونه رو چرخوندن و دیماه 87 رسید . شادیهای زائد الوصف این ماه خجسته به غایت رسید با هک شدن وبلاگم . دوستی لطف کردن و وبلاگ رو که هک کردن هیچ ، آرشیوش رو که بسیار دوستش داشتم هم پاک کردن . که جا داره در همین جا از این اقدام فرهنگیشون تشکر کنم و به رسم تقدیر انگشت وسط دست راستم رو به ایشون نشون بدم .
بگذریم . به هر حال بعد از وقفهای دو ماهه اینجا رو راه انداختم . از تمام دوستانی هم که لطف کرده بودن و عصیان در 12 شب رو لینک کرده بودن خواهشمندم که لینکم رو بردارن و در صورت تمایل المهرداد رو لینک کنند . ممنون .
پ.ن : اینکه چرا المهرداد ، فعلا بماند .
پ.ن.2 : عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد . هک شدم و از شر بلاگفا خلاص شدم و اومدم وردپرس . جا داره از مسئولین بلاگفا که طی این دو سه سال با سرویسشون سرویسمون کردن تشکر کنم . به خصوص آقای شیرازی عزیز که بعد از حداقل شش هفت بار درخواست پسورد وبلاگ ، حتی یک ایمیل به بنده نزدند و سهم به سزایی در هک شدن عصیان در 12 شب داشتند . ممنون رفقا ! به راستی که شرمندمون کردین با این ُحسن توجه به کاربر و مسئولیت پذیری .
برچسبها: وردپرس, المهرداد, بلاگفا, عصیان در 12 شب
ارسال شده در روزمره گی | 3 Comments »